شناسایی ۷۰ هزار فرد پرخطر در پایش روانی جنگ

نتایج پایش ملی ترومای روانی پس از جنگ

از ۷۰ هزار و ۷۲۳ فرد پرخطر در پایش روانی پس از جنگ، تنها ۳۶ هزار و ۷۴۴ نفر برای دریافت خدمات تخصصی اعلام آمادگی کردند.

آثار تخریب جنگ در منطقه ۲۲

پایش ملی ترومای روانی پس از جنگ، ۷۰ هزار و ۷۲۳ نفر از پاسخ‌دهندگان را در سطح پرخطر شناسایی کرده است؛ با این حال، تنها ۳۶ هزار و ۷۴۴ نفر برای دریافت خدمات تخصصی اعلام آمادگی کرده‌اند.

این غربالگری که سازمان بهزیستی آن را برای جمعیت بالای ۱۸ سال در ۳۱ استان اجرا کرده، فاصله میان شناسایی افراد در معرض آسیب و ورود آن‌ها به مسیر دریافت خدمات را نشان می‌دهد. از میان افراد آماده مراجعه، بیش از ۲۳ هزار نفر به مراکز مشاوره و روان‌شناسی معرفی شده‌اند و بیش از ۱۱ هزار نفر خدمات مشاوره گرفته‌اند.

از دعوت پیامکی ۶۰ میلیون نفر تا تکمیل ۴۳۵ هزار ارزیابی

این طرح در فاصله اول خرداد تا ۱۵ تیر امسال، با ارسال پیامک و استفاده از پرسشنامه آنلاین انجام شد. به گفته سازمان بهزیستی، اپراتورهای تلفن همراه دعوت به شرکت در سنجش را برای حدود ۶۰ میلیون کاربر ارسال کردند؛ رقمی نزدیک به جمعیت بزرگسال کشور.

یک میلیون و چهار هزار و ۳۹۵ نفر از سامانه ملی سنجش سلامت روان بازدید کردند، اما تعداد ارزیابی‌های تکمیل‌شده به ۴۳۵ هزار و ۱۵۹ مورد رسید. بنابراین کمتر از ۴۴ درصد بازدیدکنندگان، پرسشنامه را تا پایان پاسخ دادند.

در میان تکمیل‌کنندگان ارزیابی، ۱۶.۳ درصد در گروه پرخطر قرار گرفتند. این نتیجه به شناسایی افراد در معرض خطر اختلال استرس پس از سانحه و دیگر پیامدهای روانی جنگ مربوط است و نباید آن را تشخیص قطعی ابتلا برای همه این افراد تلقی کرد.

غربالگری در سه مرحله؛ از پرسش‌های اولیه تا ارجاع

ارزیابی با ۹ پرسش درباره واکنش‌های روانی به بحران آغاز می‌شد. افرادی که در این بخش سطح خطر متوسط یا بالا داشتند، به مرحله تخصصی‌تر هدایت می‌شدند تا شدت علائم ترومای روانی و احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه در آن‌ها بررسی شود. مرحله پایانی نیز ارجاع متناسب با سطح خطر به خدمات روان‌شناختی بود.

شناسایی سریع افراد نیازمند کمک، طبقه‌بندی خطر، ارائه مداخلات اولیه کوتاه‌مدت و ارجاع هدفمند، از اهداف اعلام‌شده این برنامه بود. سازمان بهزیستی مداخله زودهنگام را راهی برای کاهش احتمال ماندگارشدن پیامدهای روانی پس از سانحه عنوان کرده است.

با این حال، از مجموع ۷۰ هزار و ۷۲۳ فرد پرخطر، فقط ۳۶ هزار و ۷۴۴ نفر آمادگی خود را برای مراجعه و پیگیری تخصصی اعلام کردند. این یعنی نزدیک به نیمی از شناسایی‌شدگان، در این مرحله برای دریافت مداخله اعلام آمادگی نکرده‌اند.

همچنین معرفی بیش از ۲۳ هزار نفر به مراکز مشاوره با دریافت خدمت یکسان نیست. آمار بیش از ۱۱ هزار دریافت‌کننده مشاوره، مرحله دیگری از این فرایند را نشان می‌دهد؛ در داده‌های منتشرشده، جزئیات ادامه پیگیری و سرانجام مراجعه همه افراد روشن نیست.

تهران بیشترین تعداد افراد پرخطر را ثبت کرد

در میان شرکت‌کنندگان این پایش، بیش از ۱۴ هزار نفر در تهران در سطح پرخطر شناسایی شدند؛ بیشترین تعداد گزارش‌شده در استان‌ها. پس از تهران، خراسان رضوی با شش هزار و ۲۵۰ نفر، اصفهان با چهار هزار و ۷۰۶ نفر و فارس با چهار هزار و ۱۱۴ نفر قرار دارند.

این مقایسه، تعداد موارد شناسایی‌شده در میان پاسخ‌دهندگان را توصیف می‌کند. از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که همین ترتیب یا نسبت‌ها در کل جمعیت استان‌ها برقرار است؛ میزان مشارکت و ویژگی‌های کسانی که پرسشنامه را تکمیل کرده‌اند، بر نتایج اثر می‌گذارد.

از نظر تعداد مشارکت‌کنندگان، گلستان با بیش از ۴۸ هزار نفر، مازندران با بیش از ۴۴ هزار نفر و تهران با بیش از ۳۶ هزار نفر در جایگاه‌های نخست قرار دارند. اردبیل نیز با دو هزار و ۵۴ شرکت‌کننده، کمترین مشارکت ثبت‌شده را داشته است.

محدودبودن مشارکت در مقایسه با تعداد دعوت‌شدگان، یکی از ملاحظات اصلی در خواندن این ارقام است. درصد افراد پرخطر در یک غربالگری آنلاین را نمی‌توان به‌تنهایی برآوردی از شیوع اختلال در تمام بزرگسالان کشور دانست.

سالمندان چه تغییراتی در وضعیت روانی خود گزارش کردند؟

سازمان بهزیستی این پایش را نخستین سنجش از این نوع در جمعیت عمومی بالای ۱۸ سال طی چهار دهه اخیر معرفی کرده است. پیش از آن نیز دو پیمایش درباره پیامدهای روانی جنگ ۴۰روزه انجام شده بود که سالمندان و گروه‌های تحت پوشش این سازمان را بررسی می‌کرد.

در پیمایش مربوط به دو هزار و ۵۰۰ سالمند، ۷۰ درصد از افزایش اضطراب، ۴۸ درصد از افت کیفیت خواب و ۷۸ درصد از کاهش احساس امنیت در محیط زندگی خبر داده‌اند. این ارقام، پاسخ سالمندان بررسی‌شده را بازتاب می‌دهد.

افزایش اضطراب در میان سالمندان دهک‌های اقتصادی سه تا هفت شدیدتر گزارش شده، در حالی که افت کیفیت خواب و کاهش احساس امنیت در دهک‌های یک تا سه بیشتر بوده است. زنان سالمند نیز در این بررسی بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر پیامدهای روانی جنگ داشته‌اند.

اضطراب در میان گروه‌های تحت پوشش بهزیستی

پیمایش دیگر، وضعیت افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار، کودکان تحت حمایت و افراد درگیر اعتیاد را بررسی کرده است. حدود ۷۰ درصد افراد بررسی‌شده در این گروه‌ها افزایش اضطراب را گزارش کرده‌اند و بیشترین میزان اضطراب مربوط به زنان سرپرست خانوار بوده است.

حدود نیمی از افراد این پیمایش نیز از کاهش احساس امنیت گفته‌اند. تفاوت نتایج میان گروه‌ها، ضرورت توجه به شرایط اقتصادی، سن و وضعیت اجتماعی را هنگام برنامه‌ریزی برای حمایت روانی نشان می‌دهد.

پرسش اصلی؛ چه چیزی مانع دریافت خدمات می‌شود؟

آمار پایش، علت اعلام‌نکردن آمادگی برای مراجعه را به‌طور قطعی مشخص نمی‌کند. نگرانی از انگ اجتماعی و کاهش اعتماد به خدمات دولتی، از توضیح‌های احتمالی مطرح‌شده برای مشارکت محدود هستند، اما داده‌های منتشرشده سهم هر یک از این عوامل را روشن نمی‌کنند.

هزینه مشاوره و روان‌درمانی نیز می‌تواند دسترسی را دشوار کند، به‌ویژه برای خانوارهایی که زیر فشار اقتصادی قرار دارند. با این حال، بدون بررسی وضعیت افراد نمی‌توان هزینه را علت قطعی مراجعه‌نکردن همه آن‌ها دانست. حتی اعلام آمادگی برای مراجعه نیز لزوماً به دریافت خدمت و ادامه درمان منتهی نمی‌شود.

برای ارزیابی نتیجه این برنامه، باید مسیر افراد شناسایی‌شده تا دریافت خدمات و پیگیری بعدی روشن شود. وضعیت کسانی که آمادگی مراجعه اعلام نکرده‌اند نیز نیاز به بررسی دارد: آیا از راه دیگری کمک گرفته‌اند یا همچنان به خدمات دسترسی پیدا نکرده‌اند؟

این پایش، بخشی از نیاز به حمایت روانی پس از جنگ را آشکار کرده است. پاسخ به این نیاز به پیگیری افراد پرخطر، بررسی موانع مراجعه و فراهم‌کردن امکان دریافت خدمات وابسته است؛ شمار موارد شناسایی‌شده به‌تنهایی نتیجه مداخلات را نشان نمی‌دهد.